![]() |
![]() |
|
|
سلام ای شب معصوم! سلام ای شبی که چشم های گرگ های بیابان را به حفره های استخوانی ایمان و اعتماد بدل می کنی و در کنار جویبارهای تو،ارواح بیدها ارواح مهربان تبرها را میپویند من از جهان بی تفاوتی فکرها و حرف ها و صداها می آیم، و این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست، که همچنان که ترا میبوسند، در ذهن خود طناب دار ترا می بافند... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 15 تیر1384ساعت 9:37 PM توسط سارا س |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
Hey,Guess who's back,back again...? I AM BACK.
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 بهمن 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 |
| پیوندها |
|
T-cup دغدغه های دو دختر 18 ساله قاصدک رهگذر نت عشق مرشد و مارگریتا فانوس خیال |
|
RSS
|