تبليغاتX
درفش سیاه - نفرت بر باد رفته...
  • ۲-۳ روز پيش يه متن نوشتم در مورد نفرت.اما خب،به فکرم نرسيد که وسط نوشتن گاه به گاه نوشته هام رو save کنم.رفقاي داداش اديسون هم من رو يه باره غافلگير کردند.
  • طبيعتا من حالش رو نداشتم يه بار ديگه مخم رو مجبور به تراوش اون مزخرفات کنم.
  • حالا در تکميل اون چيزهايي که نوشتم ولي اونا نخواستند که شما بخونيد،فقط يه چيز ميگم.

ازت متنفرم.


 

+ نوشته شده در  شنبه 18 تیر1384ساعت 11:21 AM  توسط سارا س |